على رفيعى
201
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
كند . ولى امام عليه السلام با استنكاف از رفتن به بغداد به تنهايى ، اين توطئه مأمون را خنثى كرد . « 1 » شهادت امام رضا عليه السلام مأمون پس از ناكامى در دستيابى به اهداف خويش از طرح ولايتعهدى ناچار براى رهايى از تنگناى دشوارى كه خويشتن را در آن گرفتار مىديد و انتقام از سرسختترين دشمن خود به همان شيوهاى متوسّل شد كه زمامداران ستمگر پيشين تجربه كرده بودند ؛ يعنى قتل . ولى پيداست كه آشكارا كشتن امام رضا عليه السلام با آن موقعيّت و جايگاه ممتازى كه داشت نه كار آسانى بود و نه به صلاح حكومت . از اين رو ، براى اجراى توطئه خود حيلهاى به كار برد كه هم اجرايش آسان بود و هم پيامدش براى حكومت كمتر . او تصميم گرفته بود به بغداد برود تا مشكل اساسى اين ناحيه را به نفع خود حل كند ؛ ليكن لازم بود پيش از ورود به بغداد دو مانع عمده را از سر راه خود بردارد تا صداقتش را براى ناراضيان بغداد به اثبات رساند . اين دو مانع عبارت بود از وزيرش فضل بن سهل و وليعهدش حضرت رضا عليه السلام . مأمون همراه وزير و وليعهدش مرو را به مقصد بغداد ترك كرد . فضل را در حمّام سرخس با حيله به قتل رسانيد . هنگامى كه به طوس رسيد امام رضا عليه السلام را به منزل خود دعوت كرد و به دست خود و بدون هيچ واسطهاى با خوراندن انگور « 2 » يا انار مسموم « 3 » به آن حضرت او را شهيد كرد . تاريخ شهادت امام عليه السلام بنا بر قول مشهور ، آخر ماه صفر ، سال 203 هجرى « 4 » يك سال و اندى پس از صدور فرمان ولايتعهدى به نام آن حضرت ذكر شده است . مأمون براى بىگناه جلوه دادن خود و سرپوش نهادن بر اين جنايت ، پس از شهادت امام در حالى كه گريبان چاك زده بود ، اشك مىريخت و بر سر مىزد و به سوى خانه
--> ( 1 ) - ر . ك : بحارالانوار ، ج 49 ، ص 57 . ( 2 ) - همان ، ص 293 . ( 3 ) - اعلام الورى ، ص 340 . ( 4 ) - همان ، ص 314 .